فسادستیزی دکتر موسی احمدی جان باجنیوزها را به لبشان رسانده بود. داستان از جایی شروع شد که او پس از سالها حضور کلیدی و تکیه بر کرسیهای نایبرئیسی اول و دوم در کمیسیون انرژی، با پیشنهاد، اصرار و وثوقِ سایر اعضای این کمیسیون تخصصی، کاندیدای ریاست شد؛ دقیقاً از همین نقطه بود که هسته فعالیت باجنیوزها و حلقههای سیاسی قدرتطلب برای سهمخواهی شکل گرفت. اما این تخریبها زمانی به اوج خود رسید که تن ندادن دکتر احمدی به خواستهها، مطالبات نامشروع و رانتخواهیهای برخی ذینفعان به سنگ خورد تا پروژهای هماهنگ برای ترور شخصیت او کلید بخورد.
هر ساله نزدیک به انتخابات هیأترئیسه کمیسیون انرژی، باند تخریب و اتاقهای تاریک فیکنیوزها درست مثل گذشته فعال میشدند. در گذشته همین باج نیوزها با همان حربه قدیمی یعنی تحلیلهای آبکی و ناشیانه که سابقه درخشان حقوقی و قضایی رئیس کمیسیون را نامرتبط با حوزه انرژی میخواندند؛ فرضیهای ابلهانه که دقیقاً نقطه قوت او را نشانه رفته بود. نویسندگان اجارهای برای پیشبرد این سناریو ناچار به سانسور ناشیانه تاریخ شده بودند و روزه سکوت میگرفتند تا کسی نپرسد چگونه میشد اصالت یک دهه حضور مستمر، سه دوره نمایندگی متوالی و کرسی نایبرئیسی اول نبض انرژی کشور را کتمان کرد؟
در کمیسیونی که کار ویژه اصلی آن نه عملیات یدکی و اجرایی، بلکه نظارت، تقنین، بررسی و جلوگیری از تخلفات مافیای صنایع و اجرای دقیق برنامه هفتم توسعه بود، چه کسی شایستهتر از یک قاضی عادل، باسابقه و دقیق بود؟ ناترازی انرژی حاصل عملکرد وزارتخانههای اجرایی بود، اما برای کاسبان شایعه، دیواری کوتاهتر از دیوار رئیس مستقل کمیسیون وجود نداشت. نقد ناشیانه تخصص او، فرار رو به جلوی کسانی بود که از چشمان تیزبین یک متخصص قانون که بیش از ۱۰ سال در کرسی رئیسی و نایب رییسی وحشت داشتند. ترکیبِ تخصص فقهی-حقوقی با یک دهه تسلط بر جزئیات صنعت نفت و گاز، از دکتر احمدی وزنه سنگینی ساخته بود که تن به باجخواهی هیچ جریانی نمیداد؛ و این همان نقطهای بود که باجنیوزها را به جنون کشانده بود.
در گذشته نیز وقتی تیرهای آلوده این جریان به سنگ خورد، سناریونویسانِ منفعتطلب به سراغ نسبتسازیهای فامیلی رفتند. آنها با جعل یک پیوند خانوادگی، مهندس عباس دولتیزاده را خواهرزاده دکتر احمدی معرفی کردند تا افکار عمومی را فریب دهند. اما این حباب خیلی زود ترکید و مشخص شد هیچ نسبت فامیلی میان آنها وجود نداشت.
برخلاف میل باجنیوزها، کارنامه درخشان مهندس دولتیزاده به عنوان یک مدیر بومی، متخصص، از مرزداران اقتصادی و استخوانخردکرده در صنعت (از مدیرعاملی پتروشیمی کیمیا پارس خاورمیانه و دوده صنعتی پارس تا معاونت اجرایی و مدیریت منطقه پارس جنوبی) خود بزرگترین پتک بر سر تخریبگران شد. هدف آنها نه اصلاح، بلکه گروگانگیری رسانهای برای امتیازخواهی بود که با دیوار صلب استقلال مواجه شد.
و امروز، همان جریان مسموم با شایعهای جدید وارد میدان تخریب دکتر احمدی و جوان نخبه استان بوشهر شده است. این بار نام دکتر صمد بحرینی وسط کشیده شده؛ جوان متخصص، خوشسابقه و نخبهای که سوابق درخشانش در نفت و گاز پارس، رئیس امور حقوقی پتروشیمی جم و مدیریت امور حقوقی پتروشیمی مروارید بر کسی پوشیده نیست. باجنیوزها با هدفی مغرضانه مدعی شدهاند انتصاب احتمالی او به عنوان مدیرعامل پتروشیمی پلیمر پادجم با فشار مستقیم رئیس کمیسیون انرژی است!
روایتی انحرافی که فرآیندهای ساختار یافته صنعت را نشانه رفته است. واقعیت روشن است: این هجمهها دستوپا زدن جریانهایی است که از ابزار رسانه برای تسویهحساب استفاده میکنند. حالا وقت ورود قاطعانه دستگاه قضایی است تا پایتخت انرژی کشور را از لوث وجود کاسبان شایعه و فیکنیوزهای باجخواه پاک کند؛ چراکه تجربه نشان داده تخریب سازمانیافته، هرگز جای حقیقت را نمیگیرد.
سناریوهای نخنما و باجنیوزها علیه رئیس کمیسیون انرژی



دیدگاهتان را بنویسید